تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic حرفهای زیر آلاچیق - فریاد بی صدا

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند

 

 

 

تو را دوست میدارم به گرمی آفتاب ، به روشنی قلبت سوگند یاد می کنم

که تو را میپرستم با تو وجودی از عشق ، بی تو وجودی از فنا

دلتنگم از تنهایی ، از خیانتهای روزگار و بازی زمانه و خوشحال از امید به آینده

با تو بودن را دوست دارم

در خلوت شبهایم تو را از مهتاب می گیرم و چهره زیبایت را با نور ماه و در آن می آرایم

با نام تو عشق بازی می کنم

و از پنجره عشق تو زندگی را در می یابم ، لمس میکنم و میمیرم

پنجره عشق را به سوی افقهای دور دست می گشایم

بادی پر از وفا و صداقت و بس مینشینم تا نامه ای از آن دوردستها

بسته به بال کبوتران سفید به رنگ برف و گرمای وجود یک عروس خوبان به دستم برسد و لیک ...

زمانی که تو دوست داری من عاشقم و زمانی که تو خوابی من مرده

و زمانی که تو تشنه ای من سراب و زمانی آنرا در درون قلب خسته ام حس میکنم

و وقتی به پایان زندگیت نزدیک میشود که من دیگر عمرم به سر آمده

تا بقیه آنرا به تو بخشیده باشم

تو زنده باش زندگی کن و اگر هم ازمن راضی باشی

برایم همه آن چیزی است که تو از آن به عنوان زندگی یاد کردی

پس در قیامت بر من وارد شو که همیشه منتظرت بوده و هستم و خواهم بود

 

                                                                   

                                                                                                  

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم...... و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم .......اگر از دست من در خلوت خود گریه ایی کردی ...........اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردی ...........اگر زخمی چشیدی گاهگاهی از زبان من .........اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من ........مرا ببخش---------------------------------------------------------------------

 

 

     پنج وارونه چه معنا دارد ؟!

 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم
مهران پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
 پنج وارونه چه معنا دارد

 

 

 مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

 

 

 

 

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی، دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی

 

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه، با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

 

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم، اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

 

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من، شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من

 

دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم، ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

 

خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ، دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه

 

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ، غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

 

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ، رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم

 

 

 

با همه ناباوری هایم تورا باور میکنم .

با همه تلاطم هایم با نگاهت ارام می شوم .

با همه دلتنگی هایم پشت سرت قدم برمی دارم

تا بتوانم امروز با تو باشم شاید فردا در تنهایی عشقم را باور کنی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 14:21  توسط رضا |